الشيخ علي سعادت پرور (پهلوانى تهرانى)
326
نور هدايت ( شرح معارف فرازهاى كليدى ادعيه بر اساس كتاب اقبال الاعمال) (فارسى)
حيات طيّبه ؛ رفع توجه از عالم مُلك تقاضاى حيات و يافتن زندگى الهى ، همان برداشته شدن توجّه از عالم ملكى و به ملكوت آن نگريستن ( كه جز نور الهى نمىباشد ) است و همان حيات طيّبهاى است كه قرآن شريف بدان اشاره مىفرمايد : - أَ وَ مَنْ كانَ مَيْتاً فَأَحْيَيْناهُ وَ جَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ « 1 » آيا كسى كه مرده [ دل ] بود و زندهاش گردانيديم و براى او نورى پديد آورديم تا در پرتو آن ، در ميان مردم راه برود . - مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً « 2 » هر كس از مرد و زن در حالى كه مؤمن باشد ، عمل شايسته انجام دهد ، مسلّماً او را به زندگانى پاكيزه زنده مىگردانيم . و نيز همان حياتى است كه خداوند اهل ايمان را امر به استجابت آن از خداى متعال و رسولش - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - مىفرمايد : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ « 3 » اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! هر گاه رسول خدا شما را به آن چه كه مايهى زندگانىتان است فرا مىخواند ، [ دعوت ] خدا و رسول را اجابت نماييد . مقام مخلَصيت ؛ حقيقت حيات طيّبه اگر مراد از حيات در آيه فوق همان ايمان ظاهرى بود ، خطاب دوباره به اهل ايمان چه معنايى داشت ؟ پس معلوم است مراد از « يحييكم » در اين آيه و حيات در دو آيه پيش از آن و دعاى فوق ، به حقيقتى اشاره دارد كه بشر خاكى به سبب محجوب گشتن از آن حقيقت و فطرت ملكوتيش ، از شهود آن بىبهره گشته و تنها نيل به مقام و منزلت مخلَصيّت ( كه مقام و منزلت معنوى انبياى گرامى - عليهمالسّلام - و اوصياى ايشان
--> ( 1 ) . سورهى انعام ، آيهى 22 . ( 2 ) . سورهى نحل ، آيهى 97 . ( 3 ) . سورهى انفال ، آيهى 24 .